اصول و مبانی آموزش و پرورش

راه حل کم کردن  تناقض اصل فعالیت و کمال

با توجه به اصل فعالیت کودک بايد در تمام مراحل يادگيري فعال باشد و هيچگاه منفعل و منزوي باقي نماند. بلکه در تمام زمينه ها مشارکت فعال داشته باشد تا موجب يادگيري بيشتر او گردد . بنابراین مربی که فردی فردی دوره دیده وتحصیل کرده و باتجربه می باشدباید فعالیتهای پیشنهادی او جهت آماده شدن کودک برای زندگی بزرگسالی باشدو درمرحله کمال زمان حال کودک ناديده گرفته مي شود و باید به صورت مستقیم وغیر مستقیم به او بفهمانیم که براي رسيدن به کمال، بايد سختي ها را تحمل کند،برای برطرف سازی این تناقض باید کودک از غنای محیطی که در آن قرار دارد استفاده کند و همچنین کودک باید در مقابل محرک های مناسب و مثبت قرار گیرد.

راه حل کم کردن  تناقض اصل حریت و سندیت

دانش آموز بايد به ويژه در دوره پيش دبستاني و دبستان ، در برخي از زمينه ها به فعاليت آزاد بپردازد . او نبايد هميشه به فعاليتهاي هدايت شده بپردازد، بلکه بايد فرصت فعاليتهاي آزاد را نيز داشته باشد ، تا از طريق آزادي ، به کمال و پيشرفت نائل گرددوکم کم دانش آموز بايد در مقاطع مختلف تحصيلي ، بر اساس برنامه درسي از پيش طراحي شده، آموزش ببيند .

وهمچنین باید از خردسالی کودک را از هر جهت آزاد بگذاریم مشروط به اینکه مزاحم دیگران نشوندوباید به کودم نشان داده شود که فقط زمانی می تواند به اهداف خود برسد که دیگران اجازه دهدتا به مقاصد خودشان برسند و در پایان باید به او فهماند ، اجباری که در کارهایش گرفته می شود به این دلیل است که خودش به موقع از آزادیش استفاده کند وبه طور آزاد زندگی کند.

راه حل کم کردن تناقض اصل تفرد و اصل

برای حل این تناقض چند روش ذکر شده است که یکی از این روشها روش واشبرن است دراین روش:الف- مطالبی که دانستن آنها از لحاظ زندگی اجتماعی ضرورت قطعی دارد وآموختن آنها برای دانش آموزان اجباری است از قبیل خواندن، نوشتن،محاسبه و... مقدمات کار طوری فراهم شده است که دانش آموز بتواند این بخش از برنامه را شخصا وتقریبا بدون کمک آموزگار یاد بگیرد به کار بستن این روش کودک را متکی به نفس بار می آورد ودرپرورش شخصیت موثراست

ب- مواردی که آشنایی با آن ها در شمار ضروریات اولیه زندگی نیست و انتخاب آن ها به ذوق و سلیقه ی دانش آموز بستگی دارد.از قبیل مباحثه و مذاکره درباره ی مطالب قابل تأویل و تفسیر:ارزشیابی قطعات ذوقی مربوط به موسیقی،کاردستی،هنر،ادبیات و...شرکت داوطلبانه ی دانش آموزان در این بخش از برنامه موجب بروز و پرورش استعدادهای نهفته شان می شود و در عین حال روح همکاری و تعاون را در آنان تقویت می کند و بالتبع به تفاهم بین افراد گروه می انجامد. 1

مقایسه ی تعلیم و تربیت سنتی و نوین از لحاظ:

روش تدریس:  در سنتی آموزش معلم محور است و محور فعالیت های کلاسی و آموزشی معلم می باشدو بهترین روش تدرس روش سخنرانی است ولی درتعلیم و تربیت  نوین آموزش  دانش آموز محور است و دانش آموز نقش موثری در یادگیری خود دارد و روشهای تدریس مشارکتی و اکتشافی کاربرد بیشتری دارد

 هدف: هدف هردو سعی در رستگاری و رساندن به کمال دارند ولی در اجرا با یکدیگر متفاوت هستند و در سنتی دانش آموز حفظیات توجه می کند وآینده نگری وخلاقیت در آن کم تر دیده می شود ولی در نوین سعی در خلاق بار آوردن دانش آموز دارد و سع ی دارد خود آموزی را در دانش آموز تقویت کند و به حال و آینده توجه دارد

فعالیت: در سنتی دانش آموز منفعل است و معلم فعال و دانش آموز فقط شنونده فعالی می باشد در نوین دانش آموز فعال است  و به بحث در کلاس و کارهی مشارکتی با محوریت دانش آموز توجه می شود

محتوا: در سنتی محتوا کتاب درسی است ولی در نوین کتاب درسی عنوان آموزشی بیان می شود و دانش آموز باید ضمن اهمیت دادن به این محتوا در پی افزایش اطلاعات درسی خود از طرق مختلف باشد

 برنامه : در سنتی برنامه فقط شامل سرفصل های و عناوین از پیش تعیین شده است ولی در نوین علی رغم سرفصل ها ی رسمی از پیش تعیین شده شامل اطلاعات در مورد آن وموضوع و نحوه ی کارکرد آن نیز می باشد بطوری که برنامه ی آموزش نوین انعطاف پذیر بود و محدود به مطالب قالبی نیست

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 8:20  توسط حامدی نسب  | 

چگونه می توان در کودکان اعتماد به نفس به وجود آورد؟

1)کودک بایدطعم شکست را بچشد

2)رفتار و عملکرد خوب کودک را در مدرسه باید تحسین و تشویق کنید

3)باید با کودک با زبان خود او درد دل کرد این باعث می شود که کودک احساسات خود را بیان کند

4)باید وقتی که کودک صحبت می کند به حرف های او دقت کرد و سوالاتی نیز از او پرسید این برای تقویت مهارت کلامی و ارتباطی او موثر است و منجر به اعتماد به نفس در کودک می شود

5)باید پیشرفت های کوچک و جزیی کودک را مورد تشویق و حمایت قرار داد.و به کاربردن عبارت "دوباره تلاش کن"

6)باید از دادن جوایز پی در پی به کودک خودداری کرد و او را با تاییدهای کلامی و و لفظی مورد تشویق قرار داد

7 )کودک رابه همکاری های گروهی تشویق کرد

8)در روش تربیتی کودک باید صحبت کردن راجع به شکست ها و دلایل و راه حل های رفع آن را نیز لحاظ کرد

9)کودک را نباید با دیگران(همکلاسی و دوستان و...)مقایسه کرد

10)باید روابط منظم و باقاعده خانوادگی دوستانه داشت که این کمک بزرگی به شکل گیری روابط اجتماعی کودک و در نتیجه افزایش اعتماد به نفس در کودک می شود

11)باید توقعات والدین از کودک دو طرفه باشد یعنی اول والدین خودشان عملی را انجام داده بعد از کودک توقع داشته باشند که آنرا انجام دهند

12)والدین باید معیارهای خود را بر اساس توانایی های فرزندانشان پایه ریزی کنند
منبع :1) برگرفته از کتاب ” پرورش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان ” – نویسنده : ماندانا سلحشور

         2) www.hamshahrionline.ir

اصول تعلیم وتربیت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری

1)اصل هماهنگی با فطرت          2)اصل اعتدال             3)اصل جامعیت      4) اصل تأمین نیازهای واقعی   5) اصل تأكید به تربیت دورة كودكی           

6)اصل توازن امور ثابت و امور متغیر       7)اصل هدایت‌خواهی      8)اصل حكمت جویی    9) اصل بهره‌گیری از اراده

10) اصل تلازم و تناسب علم و عقل    11) اصل انسانیت دوستی     12) اصل جذب و دفع      (13اصل پیوند تربیت با معنویت

تحلیل داستان پرنده ی یخ زده برمبنای اصول تعلیم و تربیت اسلامی

به نظر من در این داستان می توان اصولی مانند اصل جذب و دفع ، اصل توازن امور متغیر وثابت و اصل تامین نیازهای واقعی را بیان کرد بدین صورت که اصل جذب و دفع یكی از اصول و قوانین حاكم بر هستی است و به یك اعتبار یك قاعده هستی است. قانون جذب و دفع یك قانون عمومی است كه بر سرتا سر نظام آفرینش حكومت می‌كند و دراین داستان نیز باید پرنده از گربه به عنوان دشمن جان خود دوری می کرد و اصل تامین نیازهای واقعی که در این داستان پرنده به محیطی مناسب از نظر درجه حرارت متناسب با بدن خود نیاز داشته که در صورت عدم تامین آن جان پرنده به خطر افتاده است.اما اصل توازن امور ثابت و متغیر که در این داستان سرد شدن هوا و گربه ای که صدای پرنده را شنیده است جز امور متغیر است که بدلیل عدم توازن و تعادل بین شرایط محیطی و توانایی جسمی پرنده جانش در معرض خطر قرار گرفته است.


 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 12:48  توسط حامدی نسب  | 

فرق بین قانون و اصل

1 - اصل کشف کردنی است و قانون وضع کردنی

2- اصل عینی و واقعی است یعنی رفتار افراد مشاهده می شود و این رفتار ها قابل بررسی است اما قانون ضرورتی ندارد که عینی و واقعی باشد و  می تواند انتزاعی و صوری باشد

3- اصل قابل تعمیم نیست یعنی اختصاص دارد به مثلا یک زندگی خاص ، در یک جامعه خاص و به فرد خاص در حالی که قانون قابل تعمیم است

4- اصل ریشه و پایه ی کارها است در حالی که قانون یه نسبتی ثابت است دو چیز تعیین شده

اما مرام ومسلک مربوط به شخص انسان است وامری است نسبی واعتباری وضروری نیست که اساسی عینی و واقعی داشته باشد اما اصل امری است عینی و واقعی بددن معنا که از لحاظ شی وجود دارد چنانکه رابطه معلم وشاگرد ایجاب می کند که معلم دارای اعتبار وسندیت باشد

جواب سوال تولد پروانه ها

به نظر کلاپارد زندگی عبارت است از کوشش دایمی برای برقراری مجدد تعاملی که همواره در حال به هم خوردن است.عدم تعدل بین موجود زنده و محیط نتیجه ی تغییری است که در این محیط ایجاد می شود و علت آن می تواند عوامل خارجی یا خود موجود زنده باشد.در این متن نیز دانشمند با دخالت در تولد پروانه ها و برای تسریع و مساعدت در رشد آنها باعث عدم تعامل درتولد پروانه شده است و آنرا از رشد طبیعی بازداشته و باعث فلج شدن پروانه شده است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 13:41  توسط حامدی نسب  | 

در این ابیات بر فطرت تغییر ناپیذیر و تربیت ناپذیر اشاره کرده است که این مسلما بارشد تدریجی و تکاملی در تناقض است که نیاز به تجدید نظر و اصلاح دارد اگر به صورت منطقی و عقلانی با مسئله برخورد کنیم درخواهیم یافت که طبیعت و فطرت گوهر آدمی تربیت پذیر است و با تربیت گامهای پیشرفت و ترقی را در جهت آینده ای بهتر برمی دارد.اما اگر فرضا این را درست در نظر بگیریم که اگر گوهر وجودی آدمی بد باشد تربیت پذیر نخواهد بود ویا بالعکس،نمی توانیم این نکته را که در طبیعت و وجود هرکس تربیت پذیری وجود دارد نادیده بگیریم در نتیجه اگر فطرت انسان بد باشد نمی توان نتیجه گرفت که او تربیت نمی شود.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:15  توسط حامدی نسب  | 

اگر قرار باشد اهداف آموزش و پرورش را مجدد طراحی کنند چه مبنایی را باید در نظر بگیرند؟

            برای تعیین اهداف آموزش و پرورش و سیاسیتهای آموزشی که امری تخصصی و دشوار است باید برای تعیین این اهداف که مقدمه ی لازم برای برنامه ریزی آموزشی است ناگزیر باید شرایط زمان و مکان و مقتضیات حیات اجتماعی را حتی الامکان با روشن بینی و آینده نگری رعایت کند بطوری که برنامه ریزی برای تحقق آن در دراز مدت امکان پذیر باشد به طوری که به موازات پیشرفت دانش های بشر در زمینه های مختلف به همان نسبت پیشرفت تصور آدمی از خود و جامعه اش تغییر می کند.سطح توقع افراد و جوامع از لحاظ امکانات تربیتی که باید در دسترس مردم باشد بالا می زود و به تبع آن وظیفه ی فلاسفه که در مورد مسایل بینش وسیع دارند ایجاد هماهنگی بین این مجموعه ی گسترده می باشد.

و دتیگر اینکه در اهداف باید تمایل به زندگی دسته جمعی که ضرورت ادامه ی زندگی مشترک است و اتخابی برای سرنوشتی است که باید با همکاری بینی آدم و در سایه ی احساس مسئولیت مشترک نسبت آینده می باشد و این فقط از طریق تعلیم و تربیت متاثر از فلسفه ی مذکور در افراد حاصل می شود

منبع اصول و مبانی آموزش و پرورش از شکوهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 19:5  توسط حامدی نسب  | 

     اگر تربیت بر مبنای محور جامعه و به صورت تربیت اجتماعی ایجاد می شود چرا بین نسل ها تضاد و تعارض به وجود می آید و شما به عنوان محقق اجتماعی چگونه می توانید این تضاد اجتماعی بین نسلها را کم کنید؟

     این تعارض و تضاد از آنجا به وجود می آید که نسل جوان در صدد جانشینی با نسل گذشته را دارد و دیگر اینکه آرزوهای جوان به نیازهای آینده اش مربوط می شود نه نسل گذشته، و جوان استقلال طلب است و بر آن تاکید می کند و در پی تایید و تثبیت شخصیت خود است و از زیر بار پند و نصیحت قدما شانه خالی می کند مثلا در انقلاب کبیر فرانسه که کارگردانان آن اکثرا سی ساله بودند نمونه ای از تلاش نسل جوان برای سرنگون کردن نسل سابق است.در جامعه ای که ثبات ندارد و آینده آن مورد تهدید است خودداری کردن از قبول دستورالعمل های نسل سابق شدیدتر می شود،و نسل جدید نسبت به نسل سالمند کینه توز است چراکه این نسل در صدد این انتقال شرایط زندگی ای است که به هیچ و جه نسل جوان را ارضا نمی کند.

     به نظر من برای برطرف کردن این تضاد و تعارض شرایط را برای زندگی جوان طوری طراحی کنند که نیازهای جوان را تاحدودی برطرف کند و زمینه ی لازم را برای استقلال طلبی جوان فراهم کنند و این بدین معناست که جوان را در امور دخالت دهند و نسل گذشته از تحمیل شرایط بپرهیزد ضمن اینکه به صورت تدریجی و پیوسته نسل جدید را در جهت اهداف و شرایط خود رشد دهند.

منبع:اصول و مبانی آموزش وپرورش از غلامحسین شکوهی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 19:34  توسط حامدی نسب  | 

جمله ی تعلیم و تربیت در جامعه به وسیله ی جامعه و برای جامعه صورت میگیرد را تفسیر کنید

         دورکیم می نویسد انسانی که تربیت درصدد تحقق آن در کودک است آدمی بدان صورت که طبیعت پرداخته است نیست بلکه انسانی است که جامعه می پسندد-

این تصور صحت جمله ی بالا را بیان می کندتربیت آدمی نمی تواند واجدصفتی جز اجتماعی باشد زیرا آدمی جز به صورت اجتماعی نمی تواند زندگی کند و تربیت بدون جامعه وجود ندارد و به وسیله ی جامعه صورت می گیرد. نمی توان گفت که جامعه افراد جوان را بزای خود و نه برای خودشان تربیت می کند تصور آدمی خود یک تصور اجتماعی است یا به قول جامعه شناسان تصوری گروهی است

انتقادات خود را از جمله ی بالا بنویسید

        هر فرد بمناسبت اینکه یک جوهر مجرد و یا روح آزادیست که به ذاته یک زندگی و سرنوشت مخصوص به خود دارد و بالاخره در خوشبختی و بدبختی خودش تنها مسئول می باشد پس باید یک تربیت مستقلی اخذ نماید که او را برای انجام دادن وظیفه و سرنوشت خاص خود قابل و توانا سازد ولی از طرفی چون به محض تولد در میان یک جامعه قرار می گیرد باید نه تنها مضر و مانع منافع جامعه نشود بلکه باید مفید و ترقس بخش جامعه باشد.

چرا تربیت به جامعه و جامعه به تربیت نیاز دارد؟

        کودک برای تربیت به دلیل  کندی رشد به جامعه و افراد بزرگسال نیاز دارد و جامعه به تربیت جوانان نیاز دارند تا به شرکت دادنشان در کارها آفریده ها و تولیدات خود را جاویدان کند و در کل تربیت جوانان وسیله ی استمرار اجتماع است و حکومت ها وجوامع باید این حقیقت را در نظر بگیرند که اولاافراد و جامعه اساسا یک واحد تشکیل می دهند و هردو محتاج یکدیگرند وثانیا حقوق و وظایف و مسئولیت متقابل و مشترک دارند و ثالثا مکلفند که با فداکاری و معاونت مادی و معنوی به تسهیل وظایف و تکمیل سعادت یکدیگر بکوشند

منابع(مبانی و اصول آموزش و پرورش از غلامحسین شکوهی

اصول اساسی فن تربیت /حسین کاظم زاده ایرانشهر /انتشارات اقبال/چاپ سوم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 17:38  توسط حامدی نسب  | 

انتقادهای خود را از قوانین تربیت طبیعی را بنویسید

قوانین تربیت:1)قانون ضدیت و قطبییت2)قانون دوگانگی(قانون منشا شر و وظیفه ی آن در عالم هستی 3)قانون سببیت 4)قانون تحول و ترقی روانی

1)قانون ضدیت و قطبیت

قانون تکامل:به موجب این قانون هر یک از ذرات عالم در روی یک خط سیر مخصوص به خود که از طرف خداوند بیچون معین و مقدر شده است پیوسته حرکت می کند و تغییر حال میدهد و رو به سوی کمال می رود یعنی به وسیله پذیرفتن تاثیرات و تبدیلات دایمی و دیگر گون از حال نقص به حال کمال ترقی و صعود می نماید و غرض اساسی از زندگی بشر نیز همین است یعنی رسیدن به کمال مطلوب مقدر خود.هر یک از موجودات بدون استثنا نیز در این را ه قدم می نهند و رو به سوی کمال دارند.

قانون ضدیت و قطبیت و اجرای آن در فن تربیت

جیوردانوبرونو می گوید( در وجود خدا همه ی ضدها نابود و ناچار در یگانگی او همه یکی میشود)

این قانون به ما یاد می دهد که جهان ما مرکب از ضدو نقیض است یعنی دارای دو قطب مخالف است یکی مثبت و یکی منفی و وجود عالم مبنی بر این ضدیت و قطبیت می باشد.برمبنای این قانون فرق در میان دو بچه بقدری بزرگ است که ایشان را دو موجود ضدو نقیض یکدیگر نشان می دهد چنانکه یکی فوق العاده ترسو و دیگری بی اندازه جسور می باشد

2)قانون دوگانگی و تطبیق آن در فن تربیت

در فرهنگ فلسفه آلمانی دوگانگی عبارتست از پهلوی هم بودن دو حال و یا دو اصل و یا دو طرز تفکر و یا دوخط سیر اراده که باهم ضدند و به یک وحدت جمع نمی شوند

برای کاربرداین قانون در تربیت وظیفه ی تربیت کننده را تشبیه به باغبان کرده اندچرا که از یک طرف باید گیاههای هرزه را برکند ازطرف دیگر گلهای تازه بکارد و فرق آن با تربیت کننده این است که مربی انسان هرگز نمی تواند قوا و صفات مثبت و نو در دل بچه بیافریند چراکه به صورت فطری در او نهادینه شده است

3)قانون سببیت

کانت می گوید همه ی تغییرات عالم از روی قانون ارتباط علت با معلول حاصل می شود)

به موجب این قانون هیچ چیز و هیچ حالی در عالم بدون سبب وجود پیدا نمی کند و ناچار باید علتی داشته باشد پس هیچ حادثه در این عالم تعین و شهادت بدون یک سبب نمی تواند حدوث و ظهور کند و هیچ اثری بدون یک موثر نمی تواند به وجود بیاید

4)قانون تحول وترقی روانی

به موجب این قانون هر یک از موجودات هر دم درحال تبدیل و تغییر دایمی هستند یعنی ازحالی به حالی دیگر بر می گردد و هیچ آنی از این تبدیل و تحول فارغ نیست

انتقادهایی از تعاریف دانشمندان

1)این دانشمندان در مثالهایی که برای اضداد قطبی و دوگانگی آورده اند دچار این اشتباه شده اند که این دو نوع اضداد را باهم آمیخته اند مثلا روح و ماده-نفس و جسم –آخرت و دنیا یعنی جهان معنوی و مادی را از اضداد دو گانه شمرده اند در صورتی که هر یکاز ایننها  یک قطب را تشکیل می دهند و  لازم و ملزوم یکدیگرند چنانکه روح و ماده دو قطب جهان آفرینش اند و علم و ایمان دو قطب معرفت کامل و نفس وجسمدوقطب معرفت کامل و نفس و جسم دوقطب وجود انسان و جهان مادی  و معنوی دو قطب عالم خلقت اند و باهم متحداند

2)اشتباه دوم اینکه به مهمترین فرق میان دو نوع اضداد وجود دارد اشاره نکرده است و آن اینکه همه ی اضداد قطبی مانند نورو تاریکی-شب و روز و...از طرف خداوند است و وجود آنها مبنی بر ضرورت و حکمت است و د ر اضداد دوگانگی که در عالم انسان به ظهور می رسد مثل جنگ و صلح- دشمنی و محبت و...جزو مثبت این اضداد یعنی صلحو محبت را خدا آفریده است ولی جزو منفی آنرا یعنی جنگ و دشمنی را انسان به وجود آورده است.

منبع:اصول اساسی فن تربیت/حسین کاظم زاده ایرانشهر/اقبال/چاپ سوم

در مبانی تعلیم و تربت مبانی روان شناس مهمتر است یا زیست شناسی ؟چرا؟مبانی زیست شناسی

ب: مبانی روانشناسی تربیت:

علم روانشناسی، عبارت است از: علم تظاهرات روح انسان، تحقیق کیفیات روحی، تجسس و مطالعه در مسائل روانی ،مطالعه اعمال ذهن:مانند درک، حافظه ،اندیشه ،حس و چگونگی حالات و اعمال و رفتار انسان، و اینکه درد و رنج و ناآرامی یا نشاط و لذت، و محبت یا نفرت، و خشم و ترس ، یا خطا و جرم و جنایت به چه سبب و چگونه در کسی بروز می کند.[1]

اگر چه «روانشناسی تربیتی» به عنوان مهم ترین و کاربردی ترین رشته روانشناسی در خدمت تعلیم و تربیت قراردارد، اما تعلیم و تربیت ازرشته های مختلف روانشناسی مانند روانشناسی رشد،روانشناسی شخصیت ، روانشناسی اجتماعی و .. بسیار بهره می برد
معلم موفق، با مطالعه وتحقیق مدام، ویژگی های جسمی و روانی و اجتماعی گروه دانش آموزان و تک تکآنان را می شناسد و در امر تعلیم و تربیت مورد توجه قرار می دهد، به دیگر سخن، گام نهادن در مسیر تربیت بدون شناخت کافی و لازم دانش آموز، برابر است با ورود به جاده ای تاریک، ناآشنا و بسیار پرپیچ و خم که خطا و سقوط و انحراف از آن حتمی است.
پس روانشناسی نیز به عنوان پایه شناختی، درخدمت تعلیم و تربیت است، اما تعلیم و تربیت، تنها روانشناسی نیست(2)

الف: مبانی زیست شناسی تربیت:

نخستین جنبه وجودی انسان،جنبه طبیعت وجسم اوست که در تربیت او باید ساختمان و شکل خاص جسمی، ویژگی های اعضا و رشد تکوینی او در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، انسان ، پیش از هرچیز ، یک موجود زنده است، پس از قوانین عمومی زیست شناسی مستثنا نیست و شرایط زیستی ویژه خود را نیز داراست
و زیست شناسی، دانشی است که درباره موجودات زنده و شیوه زندگی آنها و ساختار جسمی آنان بحث می کند زیست شناسی به دو شاخه اصلی ، زیست شناسی جانوری و زیست شناسی گیاهی تقسیم می شود.
انسان، موجود زنده ایست که در دسته جانواران قرار دارد که ویژگی های جسمی و هوشی او، او را متمایز ساخته و جنبه های متعالی روحی و عقلی،او را منحصر به فرد نموده است.

تقریباً ، تمام مکتب های تربیتی دنیا، اشاره ای به بعد طبیعی وجسمی(زیستی) انسان دارند.
اما میزان این توجه متفاوت است

[1]فرهنگ فارسی عمید- ج 2

[2]برگرفته از کتاب : چکیده ای از روانشناسی تربیتی دکتر غلامعلی افروزو

خلاصه مباحث جلسه گذشته

در این جلسه بحث شد که آیا پداگوزی علم است یا نه؟که با توجه به دلایل مطرح شده در این جلسه توسط دانشجویان بر مبنای فاکتورهای علم  به این نتیجه رسیدیم که پداگوزی یک علم است و دیگر اینکه در مورد مبانی تعلیم و تربیت بحث شد و اینکه کدام مهمتره بین مبانی روانشناسی  و زیست شناسی بین اعضای کلاس اختلاف نظر وجود داشت که نتیجه آن به جلسه بعد موکول شد.

 

                      

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 9:2  توسط حامدی نسب  | 

منابع

اصول اساسی فن تربیت از کاظم زاده ایرانشهری-چاپ سوم-صفحات14-15

اصول و مبانی آموزش و پرورش دکتر شکوهی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 7:30  توسط حامدی نسب  | 

دلایل استدلال تربیت را بر مبنای شاخصهای علم بنویسید

"ژان ژاک روسو می گوید تربیت علمی است که مرد را در دایره ی استعدادهای مادر زاد پرورش می دهد"

شاخص های علم:1)روش علمی ژان ژاک روسو اعتقاد راسخی به کارایی روش علمی در تربیت بویژه روش مشاهده در تربیت داشت و وقتی زمان را برای تحقق تعلیم و تربیت مساعد نمی دید به مربیان توصیه می کرد قبل از پرداختن به مشاهده و مطالعه ی کودک به یک رشته مطالعه مقدماتی خودرا برای به کاربردن روش های علمی در تعلیم و تربیت آماده کنند که این نظریه حاکی از این است که فرآیندهای روش علمی  که شامل مشاهده اندازه گیری و آزمایش است در مورد تربیت نقش دارند.

2)استفاده از علوم دیگر:در تربیت از علوم زیست شناسی-جامعه شناسی –روان شناسی- فرهنگ-فلسفه-اقتصاد استفاده می شود

3)استفاده از تعمیم ها(اصول-قانون –فرضیه)لوسین سل لوریه طرح کلی علم پداگوژیک را با زیر عنوان پرمعنای "واقعیات و قوانین تربیت "منتشر کردو در مقدمه آن افزوده که هدف پداگوژی جستجوی قوانین مربوط به پدیده هایی است که در تعلیم و تربیت به ظهور می رسد و بر آن تاثیر می گذارد

و پلی لاپی درسال1915نوشت که در گذشته نظریه های پداگوژیک از فرضیه های متافیزیک منابع ادبی و طرحهای سیاسی گرفته می شد امروزه این نظریه ها همچون نتایج قوانین روان شناسی و جامعه شناسی ارائه می شود. این نظرات مبین این است تربیت مبتنی بر فرضیه هاو قوانین و اصول می باشد

4)نظریه پردازی::دورکیم پداگوژی را یک نظریه عملی می داند نظریه ای که موضوعش تفکر درباره ی نظامها و شیوه های تربیتی است و جان دیویی نظریه ی مذکور را به دو دلیل علم می خواند نخست اینکه وجود روشهای تحقیق سایر علوم را ایجاب می کند دیگر اینکه به تدوین یک سلسله اصول راهنما می پردازد

5) داشتن حوزه عمل :و اکریک می گوید تربیت فی است که انسان را از و ادراک به انجام دادن ظایف اجتماعی قابل می ساز

و هوکسلی می گوید تربیت عبارتست از استوارساختن پاره عادتها و قابلیت های کسبی بجای اعمال طبیعی بدن تا کارهایی که نخست مایه ی زحمت می شد سرانجام خودبه خود و به آسانی بجا آورده شود

با توجه به تعاریف مذکور تربیت علمی است که کاربرد زیادی دارد

5)هدفمندی و نتیجه

بازه دوو میگوید مقصد اساسی تربیت باید این باشد که بچگان را برای یک زندگی مبنی بر خیر عمومی و وطن‏پرستی و خوشبختی حاضر کند و تربیت اهداف و مقاصد زیاد و مختلفی از نظر دانشمندان دارد که دلیل این اختلاف نظرها این می‏باشد که 1‏هریک از دانشمندان مقصد علم تربیت را از یک نقطه نظر مخصوص به خود تحقیق کرده است مثلا بعضی از نظر سیاست ، بعضی از نظر گروهی و اجتماعی، بعضی فنی و یا علم النفس و یا از وجهه‏ی اخلاقی...

2-همه‏ی دانشمندان به استثنای افلاطون مسئله ی مقصد تربیت را محدود به زمان و مکان و محیط و مقتضیات تمدن عصر داده اند درنتیجه قضاوت آنها نیز محدود و موقت و یکطرفی است

6)علم و فن زاییده ی احتیاجات مادی انسان بوده و امروزه هم قدرت آن بیشتر مصروف به رفع کردن احتیاج های مادی انسان می باشدو تربیت نخستین استعداد و وسیله طبیعی است که خداوند برای رفع احتیاج های ضروری زندگانی به نفس عطا کرده است

 

7-حل مسئله:

 

وقتی اصول مشخص و غایات معین شد،پداگوژی به کاربرد های عملی می پردازد که موضوع فنون مختلف تربیتی است؛واز این طریق سعی می کند مسائل مرتبط به اجزای تربیت،روش های آن و شیوه های سازماندهی مدارس را حل کند.

8)بکارگیری و عمل به علم

 

مؤثرترین شیوه کمال فراگیر، عمل کردن آموزگار به دانسته های خویش است. هنگامی که دانش آموز، آموخته های خود را در رفتار معلم ببیند، گرایش او برای پذیرش این تعلیمات افزایش می یابد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 7:26  توسط حامدی نسب  | 

چرا در مورد تادیب بین علمای تعلیم و ترییت اختلاف است؟

برداشتی از کتاب اصول و مبانی آموزش و پرورش

چون تادیب نوعی دخالت در طبیعت یا جهت دادن به فطرت است به همین جهت از گذشته بین علما اختلاف وجود دارداختلاف نظر مذکور ازدوجهت است یکی طبیعی بودن اخلاق ودیگری خوب یا بدبودن اخلاق طبیعی می باشد به نظر قدما لااقل بعضی افراد طبیعتا از ابتدا تربیت ناپذیرند و کسانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی و ژان ژاک روسو نسبت به جوهر آدمی خوش بین هستند واجتماع را مسئول فسادآدمی زاده معرفی می کنند

دلایل امکان تربیت

دلایل نقلی

وجود آیات و روایات مثلا آیه ی 24سوره بنی اسراییل( واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمها کما ربیانی صغیرا)

 (انا هدیناه السبیل اما شاکرا و کفورا) این آیه نیز حاکی از اختیار انسان بوده و بیانگر این است که انسان می تواند رشد کند و قله های علم و معرفت را فتح کند

وجود تحقیقات دانشمندانی چون پستالوزی و واتسون که مبین روحیه تربیت پذیر آدمیت است

دلایل عقلی

وجود124000 پیامبر

ملاحظات شخصی یعنی اینکه با خودشناسی و تعمق در وجود خود به روحیه رشدیافته و پرورش یافته خود پی می بریم

چون مراحل تربیت یعنی پرستاری(مطابق با طبیعت انسان است و امکان آن وجود دارد)و تادیب (که دخالت در خوی انسانیت است مشکل است اما امکان پذیر)تعلیم(که فراهم کردن شرایط برای استفاده حداکثر از امکانات موجود می باشد امکان پذیر می باشد)امکان دارد پس تربیت نیز وجود دارد

عبرت گرفتن ها  از رشدو پرورش انسان در طول تاریخ

رشد و پیشرفت انسان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 8:40  توسط حامدی نسب  | 

خلاصه مباحث مطرح شده

در این جلسه بحث پیرامون تعاریف تربیت بود و نظرات و دیدگاههای دانشمندان مختلف در مورد تربیت مورد بحث و بررسی قرار گرفت از مجموع تعاریف مختلف به وجوه اشتراک تعاریف تربیت اشاره شد که به شرح زیر می باشد1)تربیت باید هدفدار باشد 2)تربیت رشدگراست 3)موضوع تربیت درباره ی بشر است 4)تربیت مرحله ای می باشد 5)تربیت نوعی بسترسازی است 6)تغییرپذیری 7)انسان تواناییهای بالقوه دارد

   نظر خودم در مورد تربیت کالبدشکافی در خود کلمه که تربیت ازماده رب به معنی رشدوپرورش است که در حیوان و گیاهان به صورت طبیعی وغریزی است و در انسان به صورت آگاهانه ودر مجموع به این نتیجه رسیدم که تربیت مخصوص بشر است ونظرات مختلف دیگری که ارایه شد

در این جلسه خوشبختانه توضیحات کافی و اقناع کننده بود و سوالات موجود در ذهنم پاسخ داده شد    

-چرا تربیت از بزرگترین و دشوارترین مسايل مبتلی به انسان است؟(بر اساس دیدگاه کانت)



بررسی معنا و تصریح مفهوم تربیت در همه ی مطالعات مربوطه از اولویت برخوردار است.الویت این بحث ناشی از آثار نامطلوبی است بر عدم ادراک صحیح معنای تربیت از طرف متولیان آن یعنی مربیان و دیگر کسانی که از دور و نزدیک در تحقق تعلیم و تربیت نسل جوان مشارکت دارند مترتب می شود.زیرا عدم ادراک معنای تربیت واقعی ممکن است سبب شود که در فعالیت های تربیتی آن چه در واقع وسیله ای بیش نیست هدف انگاشته شود و جریان رشد در نیمه راه متوقف گردد مثلاٌ دیده شده است که کسانی که درباره ی هدف تعلیم و تربیت بصیرت کافی نداشته اند از روی حسن نیت برای بهبود امتحانات یا ارزیابی روش کار معلمان روش هایی را توصیه یا تدابیری را اتخاذ کرده اند که جریان امور را از مسیر صحیح خارج ساخته و روی هم رفته به کیفیت تعلیم و تربیت نسل جوان لطمه زده است.

خطر چنین انحرافاتی در قلمرو تعلیم وتربیت به لحاظ وسعتر و حساسیت آن از هر جای دیگری بیشتر است .زیرا تقریباٌ هر کسی به نحوی با تعلیم و تربیت سر و کار دارد و از جهتی بدان علاقمند است و دانسته یا ندانسته از تربیت مطلوب تصوری دارد و معمولاٌ لزومی نمی بیند که در درستی تصور خویش هر چند ناپخته و نسنجیده باشد،تردید روا دارد.

اهمیت و ضرورت تربیت

به عقیده کانت بشر تنها با تعلیم و تربیت ، انسان تواند شد. آدامی جز آنچه تربیت از او می سازد نیست . کانت تربیت کردن به همراه حکومت کردن ، مهمترین و در عین حال دشوارترین کار در جامعه انسانی است .(کاردان ،1381،ص155)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 16:5  توسط حامدی نسب  | 

تربیت در لغت

"پروراندن، پروردن، پرورش ادب و اخلاق به کسی یاد دادن

واژه های "پروردن ، پروراندن و پرورش دادن" هر سه معنایی واحد دارند و تربیت به این معنا برای همه ی جانداران ( اعم از انسان، حیوان و حتی نباتات) استفاده می شود و درباره ی انسان برای جسم و روحهر دو- به کار می رود. اما غالبا در میان عوام وقتی از تربیت سخن به میان می آید اذهان مردم به روح و روان آدمی و بعد معنوی او معطوف می گردد. وقتی به کسی خطاب می شود "تو تربیت نداری" در اصل این مفهوم تداعی میشود که "مگر به تو رفتار آداب و مقررات فلان کار را یاد نداده اند؟"

 

معنی و مفهوم تربيت

تربيت عبارتست از فراهم کردن زمينه‌ها و عوامل براى شکوفا کردن و به فعليت رساندن استعدادهاى بالقوه انسان و حرکت تکاملى او بسوى هدف مطلوب و منطبق بر اصولى معين و برنامه‌اى منظم و سنجيده.

تعریف تربیت

 تعریف جان استوارت میل

جان استوارت میل تربیت را هر تأثیری می‌داند که آدمی در معرض آن است. تفاوت نمی‌کند آبشخور آن اثر گذاری، شیء، شخص و یا جامعه باشد.

 تعریف دیوئی

جان دیوئی بر آن است که تربیت، مجموعه فرایند‌هایی است که از راه آنها، گروه یا جامعه ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ توانایی‌ها و خواسته‌های خود را به اعضا و نسل‌های جدید منتقل می‌کند تا بقا و رشد پیوسته خویش را تضمین کند.

 تعریف دورکیم

امیل دورکیم از تربیت، اجتماعی شدن انسان را می‌خواهد و دیدگاهش بر اصل «وجدان جمعی» استوار است. از نگاه وی، تربیت آن کارکردی است که در طی آن، نسل بالغ، رسیده و تربیت یافته، بر نسلی که هنوز برای زندگی به اندازه کافی پختگی نیافته است، اثر می‌گذارد و هدف از آن، برانگیختن و گسترش حالات جسمی، عقلی و اخلاقی متربی است.

  تعریف جیمز

ویلیام جیمز تربیت را صنعتی ظریف می‌شمارد که انسان را توانا می‌سازد با بهره‌گیری از اندیشه خود، اشیاء خارجی را بنا بر خواست، نیاز و هدف‌های علمی خویش به دست آورد و به گونه دلخواه در آنها تصرف کند.

 تعریف اتحادیه بین المللی پرورش نو(LIDN)

پیشنهاد اتحادیه بین المللی پرورش نو (Ligue international d’educati nouvelle) در تعریف تربیت این است که تربیت، فراهم کردن زمینه رشد کامل توانایی‌های هر کس ـ در حد توان ـ به عنوان فرد و نیز عضو جامعه‌ای مبتنی بر همبستگی و تعاون است؛ تربیت از تحول اجتماعی جدا نبوده، بلکه خود یکی از نیرو‌های تعیین کننده آن است.

 تعریف کرشن اشتاینر

کرشن اشتاینر از تربیت فرایندی را می‌خواهد که در طی آن مربی، متربی را به گونه‌ای از زندگی رهنمون ‌شود که با اقتضای فطرت او سازگار افتد و بر ارزش‌های معنوی استوار شود.

تعریف مونتنی

از دید مونتنی، تربیت تنها انباشت معلومات نیست، زیرا این فرایند، متربی را برای زندگی آماده نمی‌کند؛ عنصر گوهرین تربیت، سازندگی انسان است، چنان‌که برای زندگی مفید و مؤثر باشد.

  تعریف هربارت

هربارت تربیت را مقوله‌ای می‌داند که در پی مراقبت از متربی و تعلیم اوست، به گونه‌ای که صاحب هنر، مهارت، فضیلت و تقوا شود تا از راه این آموزش‌ها به کمال، که همانا اعتدال و هماهنگی جسم و جان است، دست یابد.

  تعریف پیستالزی

از نگاه پیستالزی، بنیان‌گذار شیوه‌ نوین تعلیمات ابتدایی در غرب، تربیت، رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه استعدادها و نیروهای گوهرین در انسان است.

  تعریف فرویل

فروبل تربیت را رشد و تعالی نیروها و استعداد‌های بالقوه در نهاد آدمی می‌داند.

  تعریف روسو

روسو بر آن است که تربیت، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت و هدایت نیروهای طبیعی و استعداد‌های متربی و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد. از نظر او تربیت، فرایند پرورش متربی در گستره استعداد‌های مادرزادی است.

  تعریف کانت

کانت تربیت را پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ می‌داند که در پی کامیابی متربی در جامعه آینده است؛ جامعه‌ای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است.

 تعریف دیگر از غزالی

پیری باید که او را راهنمایی کند و تربیت کند و اخلاق بد از وی ستاند و به در اندازد و اخلاق نیکو به جای آن نهد و معنای تربیت این است.

 تعریف محمد رضا رشید 

محمد رضا رشید  تربیت را رشد نیروهایی می‌خواند که در خور پیشرفت و تعالی‌اند و ریشه در سرشت آدمی دارند. از دید او این رشد از دو راهکار سلبی و ایجابی به دست می‌آید؛ راهکار سلبی، برداشتن موانع رشد استعدادها و از میان بردن آنچه نیروهای گوهرین آدمی را از اعتدال باز می‌دارد. و راهکار ایجابی به معنای افزایش، رشد دادن و پرورش جسم و جان از راه تغذیه سالم و آموزش علم و دانش. (رفیعی،روش تربيت

وقتى از هدف و محتواى تربيت سخن مى‌رانيم طبعاً مسئله روش تربيتى نيز مطرح مى‌شود البته شايد روش از اهميتى که محتويٰ دارد برخوردار نباشد ولى روش‌هاى تربيتى نيز به نوبه خود مى‌توانند خشک و غيرقابل انعطاف و احياناً خشن و در نتيجه نامطلوب باشند و برعکس ممکن است منطبق بر نيازها و علائق و شخصيت کودک بعنوان انسانى بالقوه داراى اراده و مختار باشند که تا حد زيادى مطلوب و باارزش است. در هرحال مطلوبى يا عدم مطلوبيت روش‌ها براساس نظام ارزشى و اخلاقى و معيارهاى فرهنگى هر جامعه سنجيده و معين مى‌شود.    

موضوع تربيت

 اصولاً موضوع تربيت بطور اعم موجودى است که نشوونما يا رشد مى‌کند و بالقوه استعداد بالندگى را دارد و بطور اخص انسان کمال‌پذيرى است که در صدد تغيير مطلوب حيات و زندگى خود مى‌باشد. و بالقوه استعداد رسيدن به عالى‌ترين مراحل کمال را دارد. به اين ترتيب وقتى سخن از تربيت مى‌رود مراد از آن بيشتر از هر موجودى تربيت انسان است، که اگر بخواهيم جريان آن را بنحو مطلوبى هدايت کنيم مستلزم فراهم‌آمدن عوامل و شرايط مناسبى است که ايجاد آنها براى شروع تغيير و تحول موردنظر لازم و کافى باشد، و فرصت مناسب را براى رشد فراهم نمايد. اين شرايط پس از ايجاد نيز بايد استمراد يابند تا تداوم دگرگونى‌هاى آغاز شده در مسير موردنظر و تا حصول نتايج مطلوب و قطعى تضمين شود.       

محتواى تربيت

هر فرآيند تربيتى بنحوى از انحا داراى محتوى است البته مکاتب مختلف با مسئله محتوى يا باصطلاح برنامه تربيتى برخوردهاى متفاوتى دارند، ولى در مجموع هر تربيتى حتى تربيت کودک مدار افراطى به نوعى محتواى تربيتى که با رغبتها و علائق شاگردان - منطبق باشد عقيده دارند و هريک از نظام‌هاى تربيتى محتوى را براساس معيارها و ملاک‌هائى انتخاب مى‌کنند که حيطه محتواى تربيت مشمول اصل مطلوبيت و ارزش است.

اينکه ما موادى از علوم و فنون و هنرها و ادبيات را در محتواى تربيتى منظور مى‌کنيم نشان‌دهنده اين است که علم و معرفت براى ما واجد مطلوبيت و ارزش است و حال آنکه خرافات و عوام فريبى و امور بى‌ارزش و حتى ضدارزش و اخلاق را در محتواى تربيت نمى‌گنجانيم.    

عناصر تربيت

عناصرى که در يک جريان تربيت مداخله مى‌بخشد عبارتنداز:        

مربى، متربى، مدرسه، برنامه، هدف، جامعه، وسايل آموزشي        

علوم تربیتی و محدوده آن: به نظر دورکییم علم تربیت به معنای لغوی عبارت است از مطالعه نحوه پیدایش و طرز عمل نظام های تربیتی است . این عمل به نظر او نوعی تاریخ یا جامعه شناسی تربیتی خواهد بود. علوم تربیتی از مجموعه دیسیپین هایی که واقعیت ها و موقعیت های مختلف تعلیم و تربیت را در بافت تاریخی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی،فنی و سیاسی انها پیجویی میکند تشکیل میشود. علم تربیت در عین حال با زیست شناسی،روان شناسی یعنی با علومی که مبانی انها محسوب میشوددر ارتباط است و از لحاظ با تکنیک هایی کاربردی دیگر تفاوت ندارد. 


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 12:6  توسط حامدی نسب  | 

علوم تربیتی

واژه های "پروردن ، پروراندن و پرورش دادن" هر سه معنایی واحد دارند و تربیت به این معنا برای همه ی جانداران ( اعم از انسان، حیوان و حتی نباتات) استفاده می شود و درباره ی انسان برای جسم و روح – هر دو- به کار می رود. اما غالبا در میان عوام وقتی از تربیت سخن به میان می آید اذهان مردم به روح و روان آدمی و بعد معنوی او معطوف می گردد. وقتی به کسی خطاب می شود "تو تربیت نداری" در اصل این مفهوم تداعی میشود که "مگر به تو رفتار آداب و مقررات فلان کار را یاد نداده اند؟"
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 9:57  توسط حامدی نسب  |