راه حل کم کردن تناقض اصل فعالیت و کمال
با توجه به اصل فعالیت کودک بايد در تمام مراحل يادگيري فعال باشد و هيچگاه منفعل و منزوي باقي نماند. بلکه در تمام زمينه ها مشارکت فعال داشته باشد تا موجب يادگيري بيشتر او گردد . بنابراین مربی که فردی فردی دوره دیده وتحصیل کرده و باتجربه می باشدباید فعالیتهای پیشنهادی او جهت آماده شدن کودک برای زندگی بزرگسالی باشدو درمرحله کمال زمان حال کودک ناديده گرفته مي شود و باید به صورت مستقیم وغیر مستقیم به او بفهمانیم که براي رسيدن به کمال، بايد سختي ها را تحمل کند،برای برطرف سازی این تناقض باید کودک از غنای محیطی که در آن قرار دارد استفاده کند و همچنین کودک باید در مقابل محرک های مناسب و مثبت قرار گیرد.
راه حل کم کردن تناقض اصل حریت و سندیت
دانش آموز بايد به ويژه در دوره پيش دبستاني و دبستان ، در برخي از زمينه ها به فعاليت آزاد بپردازد . او نبايد هميشه به فعاليتهاي هدايت شده بپردازد، بلکه بايد فرصت فعاليتهاي آزاد را نيز داشته باشد ، تا از طريق آزادي ، به کمال و پيشرفت نائل گرددوکم کم دانش آموز بايد در مقاطع مختلف تحصيلي ، بر اساس برنامه درسي از پيش طراحي شده، آموزش ببيند .
وهمچنین باید از خردسالی کودک را از هر جهت آزاد بگذاریم مشروط به اینکه مزاحم دیگران نشوندوباید به کودم نشان داده شود که فقط زمانی می تواند به اهداف خود برسد که دیگران اجازه دهدتا به مقاصد خودشان برسند و در پایان باید به او فهماند ، اجباری که در کارهایش گرفته می شود به این دلیل است که خودش به موقع از آزادیش استفاده کند وبه طور آزاد زندگی کند.
راه حل کم کردن تناقض اصل تفرد و اصل
برای حل این تناقض چند روش ذکر شده است که یکی از این روشها روش واشبرن است دراین روش:الف- مطالبی که دانستن آنها از لحاظ زندگی اجتماعی ضرورت قطعی دارد وآموختن آنها برای دانش آموزان اجباری است از قبیل خواندن، نوشتن،محاسبه و... مقدمات کار طوری فراهم شده است که دانش آموز بتواند این بخش از برنامه را شخصا وتقریبا بدون کمک آموزگار یاد بگیرد به کار بستن این روش کودک را متکی به نفس بار می آورد ودرپرورش شخصیت موثراست
ب- مواردی که آشنایی با آن ها در شمار ضروریات اولیه زندگی نیست و انتخاب آن ها به ذوق و سلیقه ی دانش آموز بستگی دارد.از قبیل مباحثه و مذاکره درباره ی مطالب قابل تأویل و تفسیر:ارزشیابی قطعات ذوقی مربوط به موسیقی،کاردستی،هنر،ادبیات و...شرکت داوطلبانه ی دانش آموزان در این بخش از برنامه موجب بروز و پرورش استعدادهای نهفته شان می شود و در عین حال روح همکاری و تعاون را در آنان تقویت می کند و بالتبع به تفاهم بین افراد گروه می انجامد. 1
مقایسه ی تعلیم و تربیت سنتی و نوین از لحاظ:
روش تدریس: در سنتی آموزش معلم محور است و محور فعالیت های کلاسی و آموزشی معلم می باشدو بهترین روش تدرس روش سخنرانی است ولی درتعلیم و تربیت نوین آموزش دانش آموز محور است و دانش آموز نقش موثری در یادگیری خود دارد و روشهای تدریس مشارکتی و اکتشافی کاربرد بیشتری دارد
هدف: هدف هردو سعی در رستگاری و رساندن به کمال دارند ولی در اجرا با یکدیگر متفاوت هستند و در سنتی دانش آموز حفظیات توجه می کند وآینده نگری وخلاقیت در آن کم تر دیده می شود ولی در نوین سعی در خلاق بار آوردن دانش آموز دارد و سع ی دارد خود آموزی را در دانش آموز تقویت کند و به حال و آینده توجه دارد
فعالیت: در سنتی دانش آموز منفعل است و معلم فعال و دانش آموز فقط شنونده فعالی می باشد در نوین دانش آموز فعال است و به بحث در کلاس و کارهی مشارکتی با محوریت دانش آموز توجه می شود
محتوا: در سنتی محتوا کتاب درسی است ولی در نوین کتاب درسی عنوان آموزشی بیان می شود و دانش آموز باید ضمن اهمیت دادن به این محتوا در پی افزایش اطلاعات درسی خود از طرق مختلف باشد
برنامه : در سنتی برنامه فقط شامل سرفصل های و عناوین از پیش تعیین شده است ولی در نوین علی رغم سرفصل ها ی رسمی از پیش تعیین شده شامل اطلاعات در مورد آن وموضوع و نحوه ی کارکرد آن نیز می باشد بطوری که برنامه ی آموزش نوین انعطاف پذیر بود و محدود به مطالب قالبی نیست